عبدالله مستوفى

146

شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى )

بالشويكها بايران حمله نكردند كه دفاعى لازم باشد اما ادعاى نجات دادن ايران از حملهء بالشويكها كه قسمت ديگر از ادعاهاى لرد كرزن است ، نيز خلاف واقع است . از خواننده اجازه ميخواهم كه آنچه در اين باب سابقا هريك را به نوبت خود بقلم آورده ، و خاطر عزيز او از آن‌ها سابقه دارد ، يك جا جمع نمايم ، تا معنى نجات دادن ايران از حملهء بالشويكها به خوبى روشن شود . روسيه ، بعد از برهم خوردن حكومت تزارى ، با آلمان صلح انفرادى كرد ، بنا بر اين از هم‌پيمانى با انگليس خارج شد ، و رژيم كمونيزم را پذيرفت . دولت انگليس براى حفظ انگلستان و هندوستان از نشر عقايد بالشويكى ، بفكر خاموش كردن كمونيزم افتاد و در خود روسيه كه مهد پرورش اين افكار بود ، اضدادى براى آن تراشيده ، بايد به اين اضداد كمك برساند . از چه راه ؟ « از پل پيروزى ! » از ايران ! براى اين قصد از بين النهرين كه تازه تصرف كرده بود ، و قشون بيكار در آنجا زياد داشت عده‌اى را به سمت ايران مأمور كرد ، مركز اساسى اين عده كمى قبل از كابينهء اول وثوق الدوله در همدان قائم شد ، و پادگانهاى فرعى آن از خانقين تا قزوين و انزلى برقرار گرديدند ، تا پول و اسلحه و مهمات و افسرانى كه براى كمك كلچاك و دنيكن و ورانكل ميفرستد مستحفظ داشته باشد . در اين ضمن‌ها جنگ بين المللى بنفع انگليس و فرانسه و امريكا خاتمه پيدا كرد . در عهدنامهء صلح و بند و بست‌هاى بين فاتحين ، طرح ديگرى براى خاموش كردن كمونيزم فكر كردند ، و آن تقويت دول حول و حوش روسيه بود كه بعضى از آنها از روسيهء تزارى تجزيه شده بودند . بنابراين ، از محاذى پوزهء شير شبه‌جزيره اسكانديناوى ، تا سرحد ايران ، يعنى از فنلاند تا آخر تركيه ، يك رشته دول ضد كمونيست ساختند و اروپا را بعقيدهء خود از خطر نفوذ اين عقايد در پناه نگاه داشتند . اما روسها همين كه ديدند بواسطهء ضديت عمومى دنيا با رژيم جديد ، بوسيلهء طرز حكومت منشويكها يعنى استقلال كامل نواحى مختلفه ، و سرپرستى دولت مركزى از آنها كه از اصول كارل ماركس است نخواهند توانست كمونيزم را ، حتى در روسيه هم رواج دهند ، تغيير سبك داده ، طرز بالشويكها يعنى از بين بردن استقلال نواحى و استثمار كامل افراد بنفع دولت مركزى را در ادارهء كشور پهناور روسيه ، طرح و ابتدا پطرو گراد و بعد نواحى حول و حوش را با وجود مقاومت منشويكها ، تصرف نموده ، همين‌كه قدرتى پيدا كردند ، باضداد كمونيست يعنى كلچاك و دنيكن و بالاخره ورانگل پرداختند و آنها را هم يكى بعد از ديگرى مغلوب و منكوب و استقلال نواحى تازه مستقل را منسوخ نموده ، تمام روسيهء تزارى را طوعا يا كرها تحت انقياد كشيدند و بالاخره ، بدولت قفقاز رسيدند . انگليسها جمهورى قفقاز را كه در تحت رژيم منشويك ، و كمك انگليسها دولت مستقلى شده بود ، يكى از دولى قرار داده بودند كه بايد ديوار در روسيه را از سمت ايران كامل كرده ، راه نفوذ عقايد كمونيزم را بهندوستان ببندد . ذىنفعى طرفين در اين نقطه حاجت بتوضيح ندارد . انگليس‌ها در بادكوبه كرسى جمهورى قفقاز با استقلال -